پارسال تقریبا همین موقع‌ها بود، شاید یک مقدار زودتر یا دیرتر اما هوا پاییزی بود و تهران، حال و هوای امسال را نداشت. باید از این شهر دور می‌شدم، دلم جاده می‌خواست. جاده‌ای که برود و بگذرد. به تابلوی خروج از تهران در جاده احتیاج داشتم تا مغزم نظم و ترتیبی بگیرد و راز و رمزش را هم نمي‌دانم. در همان سفر بود که نازنین و آزاده برای چندمین بار از خاطره‌های دوران دبیرستانشان گفتند و از روزهای نه چندان دوری که خاله آزاده صدایش را آزاد می‌کرد در گلو و می‌خواند:«نامهربون بود که نبود/ آروم جون بود که نبود». بچه‌ها این آهنگ را می‌خواندند اما هیچ کدام نمی‌دانستند خواننده‌اش کیست و چه نام و نشانی دارد و اصلا این آهنگ را از کجا می‌شود پیدا کرد. برای همین بود که اصل آهنگ را نداشتم و خب، وسوسه شنیدن صدای خواننده اصلی وقتی که می‌خواند: «قصد جدایی که نداشت/ میل رهایی که نداشت/ اما یک روز آزرده شد/ با چشم تر از خونمون رفت» در تمام روزهای این یک سال با من بود. رسما شنیدن این آهنگ تبدیل به یکی از آرزوهای زندگی‌ام شده بود. تا آنکه امشب، شبیه به یک معجزه، یک اتفاق، یک سورپرایز حتی، پیدایش کردم. وقتی که اسم «نامهربون» را توی ایران ترانه دیدم، ته قلبم لرزید، یعنی خودشه؟ تمام حس‌های متناقض دنیا به من هجوم آورد و وقتی روی متن ترانه کلیک کردم، باورم نمی‌شد که صفحه‌ای جلویم باز شده و متن ترانه اینست:«دل طعم تنهایی چشید/ کارش به رسوایی کشید/ از عشق اول طفلکی/ سرخورد و کنج سینه افسرد» خودش بود. جایی در آلبوم «نامهربون» با صدای صادق نوجوکی. در این یک سال، تمام جستجوهای اینترنتی من به این جمله رسیده بود که « من یک بار این آهنگ را شنیده‌ام اما هیچ اطلاعاتی درباره‌اش ندارم، لطفا آن را آپلود کنید» اما هیچ کس نمی‌آمد و اطلاعات بیشتری نمی‌داد. من بودم و دری بسته و آرزویی که قرار نبود محقق شود. اما امشب، انگار که درهای شانس و اتفاق به روی من باز بود که وقتی در ایران ترانه به دنبال آهنگ دیگری می‌گشتم به اینجا رسیدم، اتفاقی‌ترین اتفاق زندگی‌ام. نمی‌دانم چطور شد اما حال خوشی دارم. باورم نمی‌شود که صدای خواننده اصلی را می‌شنوم وقتی که می‌خواند:«جلوه بارون رو نداشت/ گریه پنهونی من/ قدرت افسون رو نداشت/ سر به گریبونی من»

 آهنگ خاطره‌انگیز « ماه که دراومد میام دیدنت، شاخه گل باش میام چیدنت» (:دی) را هم صادق نوجوکی خوانده است و حتی فهمیده‌ام که او آهنگساز چندین و چند آهنگ خاطره‌انگیز دیگر هم هست و از سال‌های دور در حال آهنگسازی است و مارتیک و داریوش و معین را هم شرمنده خودش کرده است. برای اطلاعات بیشتر به دو سه تا از گفت و گوهایش رسیدم. البته هنوز نمی‌دانم آلبوم «نامهربون» در چه سالی به بازار آمده است و اطلاعاتی از این دست را ندارم. به هر حال که اگر دنبال این آهنگ می‌گردید، یا سال‌های سال دنبالش گشته‌اید یا حتی می‌دانستید اما پیدایش نکرده بودید؛ من پیدایش کرده‌ام. حال خوب امشبم را بلافاصله، یعنی بعد از بیشتر از ده بار شنیدن آهنگ «نامهربون»، با شما تقسیم می‌کنم.