تفکر انتخاباتی-3

مناظره‌های انتخاباتی هرجا به مرحله‌ای غیرقابل تحمل از عوام‌پروری می‌رسند و احساس ناخوشایند «صرفا برای رای‌ گرفتن» به مخاطب می‌دهند، در قسمتی از تاریخ این کشور حرکت می‌کند که خلاف جهت پیشرفت و مدرنیته است. وعده می‌دهند که محوریت جامعه می‌بایستی خانواده گسترده باشد، درحالیکه فردگرایی اصلی‌ترین عامل رسیدن به این مدرنیته است. می‌گویند زنان باید رکن اصلی خانه باشند، نمی‌گویند حضور زنان در عرصه اجتماع است که میزان پیشرفت را رقم می‌زند. برابری زن و مرد را شبیه به فحش می‌دانند و اتفاقا آن را به زبان می‌آورند تنها برای آنکه «رای جمع کنند».

تفکر انتخاباتی-2

آنقدرها که فکرش را می‌کردیم فضای انتخاباتی سوت و کور نیست. آدم‌ها بحث می‌کنند، اما هیچ‌کدام آنقدرها قاطع نیستند که بگویی جنگ راه می‌افتد. بحث‌ها روی محوریت رای دادن یا رای ندادن دور می‌زند، هنوز حرف به سئوال ویژه به چه کسی رای می‌دهی نکشیده. بحث‌ها تنها نشان می‌دهند که انتخابات از آنچه فکرش را می‌کردیم به ما نزدیک‌تر است. ستادهای انتخاباتی آنقدر فعال نیستند که هیجان انتخابات به جانت بیندازد. تنها و تنها بحث‌های کوتاه درمی‌گیرد، بحث‌هایی که خیلی سریع به انتها می‌رسند.

تفکر انتخاباتی-1

ما تبدیل به آدم‌هایی سیستم‌پذیر شده‌ایم، برخلاف مدل انتخابات در ایران که سیستم ندارد. ما می‌دانیم دانای کل وجود ندارد، می‌دانیم بدون اجماع بر روی یک گزینه به هیچ کجا نمی‌رسیم. قدم‌های ابتدایی تمرین دموکراسی را برمی‌داریم و مثل بچه‌هایی که برای برداشتن اولین قدم‌ها نیاز به کمک دارند، دنبال کورسوی امید می‌گردیم از طرف سیاستمداران و سیاست‌ورزان آشنای اصلاحات. اما انگار به همان اندازه که ما، قشر متوسط اهل فرهنگ، به سیستم ایمان پیدا کرده‌ایم، سیاستمدارانمان امیدوار نیستند. نه جمله‌ای درباره مشاوران و معاونانشان به زبان می‌آورند و نه برای انتخاب یک گزینه به اجماع می‌رسند.