تفکر انتخاباتی-2
آنقدرها که فکرش را میکردیم فضای انتخاباتی سوت و کور نیست. آدمها بحث میکنند، اما هیچکدام آنقدرها قاطع نیستند که بگویی جنگ راه میافتد. بحثها روی محوریت رای دادن یا رای ندادن دور میزند، هنوز حرف به سئوال ویژه به چه کسی رای میدهی نکشیده. بحثها تنها نشان میدهند که انتخابات از آنچه فکرش را میکردیم به ما نزدیکتر است. ستادهای انتخاباتی آنقدر فعال نیستند که هیجان انتخابات به جانت بیندازد. تنها و تنها بحثهای کوتاه درمیگیرد، بحثهایی که خیلی سریع به انتها میرسند.
تفکر انتخاباتی-1
ما تبدیل به آدمهایی سیستمپذیر شدهایم، برخلاف مدل انتخابات در ایران که سیستم ندارد. ما میدانیم دانای کل وجود ندارد، میدانیم بدون اجماع بر روی یک گزینه به هیچ کجا نمیرسیم. قدمهای ابتدایی تمرین دموکراسی را برمیداریم و مثل بچههایی که برای برداشتن اولین قدمها نیاز به کمک دارند، دنبال کورسوی امید میگردیم از طرف سیاستمداران و سیاستورزان آشنای اصلاحات. اما انگار به همان اندازه که ما، قشر متوسط اهل فرهنگ، به سیستم ایمان پیدا کردهایم، سیاستمدارانمان امیدوار نیستند. نه جملهای درباره مشاوران و معاونانشان به زبان میآورند و نه برای انتخاب یک گزینه به اجماع میرسند.