یکهو دلم یک صفحه شخصی خواست، جایی که بشود نوشت. وبلاگ باشد،‌ یک وبلاگ واقعی و دل آدم برایش بلرزد. هی دلت بخواهد به صفحه‌اش سر بزنی و سوژه‌هایت را برایش نگه داری. برای همین شد که ساعت ۶ صبح، به جای اینکه در خواب ناز باشم، اینجایم و پیش خودم فکر می‌کنم، سورمه‌ای رنگ قشنگی است واقعا. تا آن‌ور سال دات کام را بی‌خیال می‌شوم و همین جا می‌نویسم، کرم وبلاگ‌نویسی همین است دیگر، نه؟