تفاوت در «ي» است
خيلي سخت است كه فاميلي يك نفر شبيهت باشد. در طول روز در محيطهاي غريبتر كه رفت و آمد ميكني، تو را با فاميل او صدا بزنند و دو، سه بار در روز چنين بلايي سرت بيايد. بعد هر بار كه آنها اسمت را اشتباه ميگويند، ياد لبخندش بيفتي و آرامشش در تحريريه و يادت بيفتد كه هميشه وقتي كارت گير ميافتاد و مشكلي با انجمن صنفي داشتي ميرفتي سراغش و او هميشه با يك لبخند عجيب كه معنياش ميشد؛ «آي بچهها، بچهها، بچهها» كمكت ميكرد. پنج ماه است كه او، در وضعيتي نامعلوم به سر ميبرد و هر بار به جاي مفيد به من ميگويند مفيدي، اين حسهاي متفاوت به من حملهور ميشود و با غصهاي عميق يادش ميافتم.
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 20:52 توسط نگار مفید
|